359 34
باقبال داراى ديهيم و تخت * بهينميوهء خسروانى درخت « * »
1 35
خديو زمين پادشاه زمان * مه برج دولتشه كامران « ( 1 ) » « * » « 101 »
2 36
كه تمكين اورنگ شاهى ازوست * تنآسايش مرغ و ماهى ازوست « * »
3 37
فروغ دل و ديده مقبلان * ولىنعمت جان صاحبدلان « * »
4 38
الا اى هماى همايوننظر * خجستهسروش مباركخبر « * »
5 39
فلك را گهر در صدف چون تو نيست * فريدون و جم را خلف چون تو نيست « * »
6 40
بجاى سكندر بمان سالها * به دانادلى كشف كن حالها « * »
7 41
سر فتنه دارد دگر روزگار * من و مستى و فتنهء چشم يار « * * »
1 42
يكى تيغ داند زدن روزِ كار * يكى را قلمزن كند روزگار « + معنى $ 000 $ »
- 43
مغنّى بزن « 1 » آن نوآيين « 2 » سرود * بگو با حريفان به آواز رود « + معنى $ 000 $ + معنى $ 000 $ »
3 44
مرا با عدو عاقبت فرصتست * كه از آسمان مژدهء نصرتست « * * »
4 45
مغنّى نواى طرب ساز كن * بقول و غزل قصّه آغاز كن « * * »
5
هامش
( 101 ) مدح ( شاه منصور ؟ )
( 1 ) در نسخ قديمه نام ممدوح درين اشعار مذكور نيست ولى در نسخ متأخّره تخلّص اين ابيات بمدح شاه منصور است اينچنين :خديو جهان شاه منصور باد * غبار غم از خاطرش دور باد
به حمد اللّه اى خسرو جمنگين * شجاعى بميدان دنيا و دين
به منصوريت شد در آفاق نام * كه منصور بودى بر اعدا مدام، * . اين 7 بيت جزء ساقىنامهء شمارهء 5 است
* * . بيت 1 از ساقىنامهء شمارهء 6
+ معنى $ 000 $ . اين بيت را به صورت منفرد در ص 1052 آورده است
( 1 ) . مغنى بساز
( 2 ) . نوآئين
+ معنى $ 000 $ + معنى $ 000 $ . بيت 3 و 4 و 5 از مغنى نامهء شماره 7