تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 521

مساهمون:

ص٥٢١
328 4
من حالت « 1 » زاهد را با خلق نخواهم گفت * اين « 2 » قصّه اگر گويم با چنگ و رباب اولى
4 5
تا بىسروپا باشد اوضاع فلك زين دست « 101 » * در سر هوس ساقى در دست شراب اولى
5 6
از همچو تو دلدارى دل برنكنم آرى * چون تاب « ( 1 ) » كشم بارى زان زلف بتاب اولى
6 7
چون پير شدى حافظ از ميكده بيرون آى « 3 » * رندىّ و هوسناكى در عهد شباب اولى
7

467 [ زان مى عشق كزو پخته شود هر خامى ] « 106 »

458 1
زان مى عشق كزو پخته شود هر خامى * گرچه ماه رمضانست بياور جامى « 102 »
1 2
روزها رفت كه دست من مسكين نگرفت * زلف « ( 2 ) » شمشادقدى « 4 » ساعد سيم‌اندامى
2 3
روزه هرچند كه مهمان عزيزست اى دل * صحبتش « ( 3 ) » موهبتى دان و شدن انعامى « 103 »
3 4
مرغ زيرك بدر خانقه اكنون نپرد « 104 » * كه نهادست « 5 » بهر مجلس وعظى دامى
4 5
گله از زاهد بدخو نكنم رسم اينست * كه چو صبحى بدمد در پيش افتد شامى
5 6
يار من چون « 6 » بخرامد به تماشاى چمن * برسانش ز من اى پيك صبا پيغامى
6 7
آن حريفى كه شب و روز مى صاف كشد * بود آيا كه كند ياد ز دردآشامى
7 8
حافظا گر ندهد داد « ( 4 ) » دلت آصف عهد * كام دشوار بدست آورى از خودكامى « 105 »
8
هامش
( 101 ) اوضاع فلك ( 102 ) مى عشق و ماه رمضان ( ر ك ف ) . ( 103 ) روزه ( 104 ) خانقاه ( 105 ) مدح ( 106 ) ساده و بالاتر از متوسط ( 1 ) چنين است در اغلب نسخ خ : ناز ( 2 ) چنين است در خ ق ، بعضى نسخ : ساق ، ( 3 ) بعضى نسخ : رفتنش ، ( 4 ) خ م : كام ، ( 1 ) . من حال دل زاهد با خلق ( 2 ) . كاين قصه ( 3 ) . بيرون آ ( 4 ) . ساق ( 5 ) . نهاده‌ست ( 6 ) . گر بخرامد