تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
306

439 [ ديدم به خواب دوش كه ماهى برآمدى ] « 104 »

430 1
ديدم به خواب دوش كه ماهى برآمدى * كز عكس روى او شب هجران سرآمدى
1 2
تعبير رفت « 1 » يار سفركرده مىرسد * اى كاج هرچه زودتر از در درآمدى
2 3
ذكرش بخير ساقى فرخنده‌فال من * كز در مدام با قدح و ساغر آمدى
3 4
خوش بودى ار به خواب بديدى و يار خويش * تا ياد صحبتش سوى ما رهبر آمدى
4 5
فيض ازل به زور و زر ار آمدى بدست * آب خضر نصيبهء اسكندر آمدى
5 6
آن عهد ياد باد كه از بام و در مرا * هردم پيام يار و خط دلبر آمدى
6 7
كى يافتى رقيب تو چندين مجال ظلم * مظلومى ار شبى بدر داور آمدى
7 8
خامان ره‌نرفته چه دانند ذوق عشق * دريادلى بجوى دليرى سرآمدى « 101 »
8 9
آنكو « 2 » ترا به سنگ‌دلى كرد رهنمون * اىكاشكى كه پاش به سنگى برآمدى
9 10
گر ديگرى بشيوهء حافظ زدى رقم * مقبول طبع شاه هنرپرور آمدى « 102 »
10

440 [ سحر با باد مىگفتم حديث آرزومندى ] « 105 »

431 1
سحر با باد مىگفتم حديث آرزومندى * خطاب آمد كه واثق شو به الطاف خداوندى
1 2
دعاى صبح و آه شب كليد گنج مقصودست « 103 » * بدين راه و روش مىرو كه با « 3 » دلدار پيوندى
2 3
قلم را آن زبان نبود كه سرّ عشق گويد باز * وراى حدّ تقريرست شرح آرزومندى
3
هامش
( 101 ) طريقت ( 102 ) مدح ( 103 ) دعاى صبح و آه شب ( ر ك ف ) . ( 104 ) ساده و متوسط ( 105 ) درويش خرسند ( 1 ) . تعبير چيست ؟ ( 2 ) . آن كو ( 3 ) . كه در دلدار