تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
245 5
چو هر خاكى كه باد آورد فيضى برد از انعامت * ز حال بنده ياد آور كه خدمتكار « 1 » ديرينم
4 6
نه هر كو « 2 » نقش نظمى زد كلامش دلپذير افتد * تذرو طرفه من گيرم كه چالاكست شاهينم
7 7
اگر « 3 » باور نمىدارى رو از صورتگر چين پرس * كه مانى نسخه مىخواهد ز نوك كلك مشكينم
8 8
وفادارىّ و حق‌گوئى نه كار هركسى باشد * غلام آصف ثانى جلال الحقّ و الدّينم « 101 »
9 9
رموز مستى و رندى ز من بشنو نه از واعظ « ( 1 ) » * كه با جام و قدح هردم « 4 » نديم ماه و پروينم
6

357 [ در خرابات مغان نور خدا مىبينم ] « 105 »

349 1
در خرابات مغان نور خدا مىبينم « 102 » * اين عجب بين كه چه نورى ز كجا مىبينم
1 2
جلوه بر من مفروش اى ملك الحاج كه تو * خانه مىبينى و من خانه خدا مىبينم
2 3
خواهم از زلف بتان نافه‌گشائى كردن * فكر دورست همانا كه خطا مىبينم « 103 »
3 4
سوز دل اشك روان آه سحر نالهء شب « 104 » * اين‌همه از نظر لطف شما مىبينم
4 5
هردم از روى تو نقشى زندم راه خيال * با كه گويم كه درين پرده چها مىبينم
5 6
كس نديدست ز مشك ختن و نافهء چين * آنچه من هر سحر از باد صبا مىبينم
6
هامش
( 101 ) مدح ( 102 ) خرابات مغان ( 103 ) واردات عرفانى ، الهام و اشراق ( 104 ) آه سحر ( ر ك ف ) . ( 105 ) عرفانى عالى ( 1 ) چنين است در ى و ص . خ ق ل و سودى : نه از حافظ ( محتمل است باحتمالى ضعيف بنا بر فرض صحّت اين نسخ اخيره كه اين غزل شايد فىالواقع از خود حافظ نبوده بلكه از يكى از معاصرين او بوده باستقبال غزل ديگر خواجه به همين وزن و قافيه : به مژگان سيه كردى هزاران رخنه در دينم كه سهوا در ديوان خواجه داخل شده است ) ، ( 1 ) . خدمتكار ( 2 ) . هر كاو ( 3 ) . و گر باور ( 4 ) . هر شب نديم