تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
192 7
محلّ نور تجلّيست راى انور شاه « 101 » * چو قرب او طلبى در صفاى نيّت كوش
7 8
به‌جز ثناى جلالش مساز ورد ضمير * كه هست گوش دلش محرم پيام سروش
8 9
رموز مصلحت ملك خسروان دانند * گداى گوشه‌نشينى تو حافظا مخروش « 102 »
9

284 [ هاتفى از گوشهء ميخانه دوش ] « 105 »

279 1
هاتفى از گوشهء ميخانه دوش * گفت ببخشند گنه مى بنوش
1 2
لطف « 1 » الهى بكند كار خويش * مژدهء رحمت برساند سروش
2 3
اين خرد خام به ميخانه بر * تا مى لعل آوردش خون به جوش
4 4
گرچه وصالش نه بكوشش دهند * هر قدر اى دل كه توانى بكوش « 103 »
5 5
لطف خدا بيشتر از جرم ماست * نكتهء سربسته چه « 2 » دانى خموش
3 6
گوش من و حلقهء گيسوى يار * روى من و خاك در مىفروش
6 7
رندى حافظ نه گناهيست صعب * با كرم پادشه عيب‌پوش
7 8
داور دين شاه شجاع آنكه كرد * روح قدس حلقهء امرش به گوش « 104 »
8 9
اى ملك العرش مرادش بده * وز خطر چشم بدش دار گوش
9
هامش
( 101 ) مدح عجيب ( ر ك ف ) . ( 102 ) گدايى ( ر ك ف ) . ( 103 ) . نقش عمل ( 104 ) شاه شجاع ، مدح عجيب ( ر ك ف ) . ( 105 ) عرفانى متوسط ( 1 ) . عفو الهى ( 2 ) . چه گوئى خموش