167 3
دل در جهان مبند و به مستى « 1 » سؤال كن * از فيض جام و قصّهء جمشيد كامگار
3 4
جز نقد جان بدست ندارم شراب كو * كان نيز بر كرشمهء ساقى كنم نثار
4 5
خوش دولتيست خرّم و خوش خسروى كريم * يا رب ز چشم زخم زمانش نگاهدار
5 6
مى خور بشعر بنده كه زيبى دگر دهد * جام مرصّع تو بدين درّ شاهوار
6 7
گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست * از مى كنند روزهگشا طالبان يار « 101 » « * »
- 8
زانجا كه پردهپوشى عفو كريم تست * بر قلب ما ببخش كه نقديست كمعيار
7 9
ترسم كه روز حشر عنان بر عنان رود * تسبيح « 2 » شيخ و خرقهء رند شرابخوار
8 9
حافظ چو رفت روزه و گل نيز مىرود « 102 » * ناچار باده نوش كه از دست رفت كار
9
247 [ صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدار ] « 105 »
242 1
صبا ز منزل جانان گذر دريغ مدار * وزو بعاشق بيدل خبر دريغ مدار
1 2
بشكر آنكه شكفتى بكام بخت اى گل * نسيم وصل ز مرغ سحر دريغ مدار « 103 »
2 3
حريف عشق تو بودم چو ماه نو بودى * كنونكه ماه تمامى نظر دريغ مدار
3 4
جهان و هرچه درو هست سهل و مختصرست * ز اهل معرفت اين مختصر دريغ مدار « 104 »
5 5
كنونكه چشمهء قندست لعل نوشينت * سخن بگوى و ز طوطى شكر دريغ مدار
4
هامش
( 101 ) از مى كنند روزهگشا طالبان يار
( 102 ) ايضا روزه
( 103 ) مرغ سحر
( 104 ) العبودية جوهرة كنهها الرّبوبيّة
( 105 ) عرفانى متوسط
( 1 ) . ز مستى
* . اين بيت را ندارد
( 2 ) . تسبيح ما و خرقهء