150
221 [ چو دست بر سر زلفش زنم بتاب رود ] « 103 »
216 1
چو دست بر « 1 » سر زلفش زنم بتاب رود * ور آشتى طلبم با سر عتاب رود
1 2
چو ماه نو ره بيچارگان « 2 » نظّاره * زند به گوشهء ابرو و در نقاب رود
2 3
شب شراب خرابم كند به بيدارى * و گر بروز شكايت كنم به خواب رود
3 4
طريق عشق پرآشوب و فتنه « 3 » است اى دل * بيفتد آنكه درين راه با شتاب رود
4 5
گدائى در جانان به سلطنت مفروش * كسى ز سايهء اين در به آفتاب رود « ( 1 ) » « * »
6 6
سواد نامهء موى سياه چون طى شد * بياض كم نشود گر « 4 » صد انتخاب رود
8 7
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر * كلاهداريش اندر سر شراب رود
5 8
حجاب راه توئى حافظ از ميان برخيز * خوشا كسى كه درين راه « 5 » بىحجاب رود
9
222 [ از سر كوى تو هر كو به ملالت برود ] « 104 »
217 1
از سر كوى تو هر كو « 6 » به ملالت برود * نرود كارش و آخر به خجالت برود
1 2
كاروانى كه بود بدرقهاش حفظ خدا « 7 » * به تجمّل بنشيند به جلالت برود
6 3
سالك از نور هدايت ببرد « 8 » راه به دوست « 101 » * كه به جائى نرسد گر به ضلالت برود
2 4
كام « 9 » خود آخر عمر از مى و معشوق بگير * حيف اوقات كه يكسر به بطالت برود
3 5
اى دليل دل گمگشته خدا را مددى * كه غريب ار نبرد ره به دلالت برود « 102 »
4
هامش
( 101 ) نور هدايت
( 102 ) مرشد و پير
( 103 ) ساده و متوسط
( 104 ) عرفانى متوسط
( 1 ) بعضى نسخ اينجا بيت ذيل را علاوه دارند :دلا چو پير شدى حسن و نازكى مفروش * كه اين معامله در عالم شباب رود ،( 1 ) . در سر زلفش
( 2 ) . ره نظارگان بيچاره
( 3 ) . پرآشوب و آفت است
( * ) . بعد از اين بيت ، بيت زير را آورده است :دلا چو پير شدى حسن و نازكى مفروش * كه اين معامله در عالم شباب رود7
( 4 ) . ور صد
( 5 ) . درين پرده
( 6 ) . هر كاو
( 7 ) . حفظ خداى
( 8 ) . طلبد راه
( 9 ) . گروى آخر عمر