106
155 [ اگر روم ز پيش فتنها برانگيزد ] « 101 »
151 1
اگر روم ز پيش « 1 » فتنها برانگيزد * ور از طلب بنشينم به كينه برخيزد
1 2
و گر برهگذرى يكدم از وفادارى « 2 » * چو گرد در پيش افتم چو باد بگريزد
2 3
و گر كنم طلب نيمبوسه صد افسوس * ز حقّهء دهنش چون شكر فروريزد
3 4
من آن فريب كه در نرگس تو مىبينم * بس آب روى كه با خاك ره برآميزد
4 5
فراز و شيب بيابان عشق دام بلاست * كجاست شيردلى كز بلا نپرهيزد
5 6
تو عمر خواه و صبورى كه چرخ شعبدهباز * هزار بازى ازين طرفهتر برانگيزد
6 7
بر آستانهء تسليم سر بنه حافظ * كه گر ستيزه كنى روزگار بستيزد
7
156 [ بحسن و خلق و وفا كس بيار ما نرسد ] « 102 »
152 1
بحسن و خلق و وفا كس بيار ما نرسد * ترا درين سخن انكار كار ما نرسد
1 2
اگر چه حسنفروشان بجلوه آمدهاند * كسى بحسن و ملاحت بيار ما نرسد
2 3
بحقّ صحبت ديرين كه هيچ محرم راز * بيار يكجهت حقگزار ما نرسد
3 4
هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكى * به دلپذيرى نقش نگار ما نرسد
5 5
هزار نقد به بازار كاينات آرند * يكى به سكّهء صاحبعيار ما نرسد
4 6
دريغ قافلهء عمر « 3 » كآنچنان رفتند * كه گردشان به هواى ديار ما نرسد
6
هامش
( 101 ) ساده و متوسط
( 102 ) مدح و ستايش متوسط
( 1 ) . ز پىاش
( 2 ) . يكدم از هوادارى
( 3 ) . قافلهء امن