22 6
گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد * در آتش شوق « 1 » از غم دل غرق گلابست
6 7
سبزست در و دشت بيا تا نگذاريم * دست از سر آبى كه جهان جمله سرابست « * »
- 8
در كنج دماغم مطلب جاى نصيحت * كاين گوشه « 2 » پر از زمزمهء چنگ و ربابست « 101 »
8 9
حافظ چه شد ار عاشق و رندست و نظرباز * بس طور عجب لازم ايّام شبابست « 102 »
9
30 [ زلفت هزار دل به يكى تارهمو ببست ]
32 1
زلفت هزار دل به يكى تارهمو ببست * راه هزار چارهگر از چارسو ببست
1 2
تا عاشقان « 3 » به بوى نسيمش دهند جان * بگشود نافه « 4 » و در آرزو ببست
2 3
شيدا از آن شدم كه نگارم چو ماه نو * ابرو نمود و جلوهگرى كرد و رو ببست « 103 »
3 4
ساقى به چند رنگ مى اندر پياله ريخت * اين نقشها نگر كه چه خوش در كدو ببست
4 5
يا رب « 5 » چه غمزه كرد صراحى كه خون خم * با نعرههاى « 6 » قلقلش اندر گلو ببست
5 6
مطرب چه پرده ساخت كه در پردهء سماع * بر اهل وجد و حال در هاىوهو ببست « 104 »
6 7
حافظ هرآنكه عشق نورزيد و وصل خواست * احرام طوف كعبه دل بىوضو ببست « 105 »
7
31 [ آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشبست ]
30 1
آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشبست « 106 » * يا رب اين تأثير دولت در كدامين كوكبست
1
هامش
( 101 ) موسيقى و سماع
( 102 ) شباب و جوانى
( 103 ) ظهور و خفا
( 104 ) اهل وجد و حال
( 105 ) عشق و طلب براى وصول
( 106 ) اهل خلوت و شب قدر
( 1 ) . آتش رشك
* . اين بيت را ندارد و بهجاى آن بيت زير را افزوده است :راه تو چه راهيست كه از غايت تعظيم * درياى محيط فلكش عين سراب است7
( 2 ) . حجره
( 3 ) . تا هركسى به بوى نسيمى
( 4 ) . نافهاى
( 5 ) . نغمه كرد
( 6 ) . با نغمههاى قلقلش