3
2 [ صلاح كار كجا و من خراب كجا ] « 112 »
2 1
صلاح كار كجا و من خراب كجا * ببين تفاوت ره كز كجاست تا به كجا « 1 »
1 2
دلم ز صومعه بگرفت و خرقهء سالوس « 101 » * كجاست دير مغان و شراب ناب كجا
3 3
چه نسبتست برندى صلاح و تقوى را * سماع وعظ كجا نغمه رباب كجا « 102 »
2 4
ز روى دوست دل دشمنان چه دريابد * چراغ مرده كجا شمع آفتاب كجا « 103 »
5 5
چو كحل بينش ما خاك آستان شماست * كجا رويم بفرما ازين جناب كجا « 104 »
7 6
مبين بسيب زنخدان كه چاه در راهست « 105 » * كجا همىروى اى دل بدين شتاب كجا
6 7
بشد كه ياد خوشش باد روزگار وصال * خود آن كرشمه كجا رفت و آن عتاب كجا « 106 »
4 8
قرار و خواب ز حافظ طمع مدار اى دوست * قرار چيست صبورى كدام « 2 » و خواب كجا « 107 »
8
3 [ اگر آن ترك شيرازى بدست آرد دل ما را ] « 113 »
3 1
اگر آن ترك شيرازى بدست آرد دل ما را * بخال هندويش « 3 » بخشم سمرقند و بخارا را
1 2
بده ساقى مى باقى كه در جنّت نخواهى يافت « 108 » * كنار آب ركنآباد و گلگشت مصلّا را 9
2 3
فغان كاين لوليان شوخ شيرينكار شهرآشوب * چنان بردند صبر از دل كه تركان خوان يغما را « 109 »
3 4
ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغنى است * به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روى زيبا را « 110 »
4 5
من از آن حسن روزافزون كه يوسف داشت دانستم * كه عشق از پردهء عصمت برون آرد زليخا را « 111 »
6
هامش
( 101 ) صومعه ، خرقهء سالوس
( 102 ) صلاح و تقوا و وعظ ، رندى و رباب
( 103 ) محجوبين عن لقاء ربّهم
( 104 ) خدمت ولىّ كامل
( 105 ) زنخدان و چاه
( 106 ) ؟
( 107 ) ناآرامى ايّام طلب
( 108 ) مى باقى
( 109 ) تجلّيات
( 110 ) استغناء او از عبادت
( 111 ) حسن و عشق
( 112 ) ساده و متوسط
( 113 ) عرفانى عالى
( 1 ) . تا به كجا
( 2 ) . كدام ، خواب كجا
( 3 ) . هندوش