31
آن كيست كو بملك كند با تو همسرى * از مصر تا بروم وز چين تا بقيروان
31 32
سال دگر ز قيصرت از روم باج سر * وز چينت آورند به درگه خراج جان « ( 1 ) »
32 33
تو شاكرى ز خالق و خلق از تو شاكرند * تو شادمان به دولت و ملك از تو شادمان
33 34
اينك به طرف گلشن و بستان همىروى * با بندگان سمند سعادت به زير ران
34 35
اى ملهمى « ( 2 ) » كه در صف كرّوبيان قدس * فيضى رسد بخاطر پاكت زمان زمان
35
هامش
( 1 ) چنين است در منعم ى حن سپه هندى ( با جيم ) ، ولى در ملك و سودى : خان ( با خاء معجمه ) ،
( 2 ) ملهم بضم ميم و فتح هاء بصيغهء اسم مفعول است و اشاره است بدون شك بحديث معروف « ارباب الدّول ملهمون »