ترتيب ذكرى نسخهء منعم الدّين درج شده است ) :
1 - قصيده در مدح شاه شجاع - 1
1
شد عرصهء زمين چو بساط ارم جوان * از پرتو سعادت شاه جهانستان
1 2
خاقان شرق و غرب كه در شرق و غرب اوست * صاحب قران خسرو و شاه خدايگان
2 3
خورشيد ملكپرور و سلطان دادگر * داراى دادگستر و كسرى « ( 1 ) » كى نشان
3 4
سلطاننشان عرصهء اقليم سلطنت * بالانشين مسند ايوان لامكان
4 5
اعظم جلال دولت و دين آنكه رفعتش * دارد هميشه توسن ايّام زير ران
5 6
داراى دهر شاه شجاع آفتاب ملك * خاقان كامگار و شهنشاه نوجوان
6 7
ماهى كه شد به طلعتش افروخته زمين * شاهى كه شد به همّتش افروخته زمان
7 8
سيمرغ وهم را نبود قوّت عروج * آنجا كه باز همّت او سازد آشيان
8
هامش
او بوده چنان كه قصيدهء او بمطلعشد عرصهء زمين چو بساط ارم جوان * از پرتو سعادت شاه جهانستانظاهرا باستقبال اين قصيدهء ظهير است :گيتى ز فرّ دولت فرمانده جهان * ماند بعرصهء ارم و روضهء جنان، و قصيدهء ديگر او بمطلع :ز دلبرى نتوان لاف زد به آسانى * هزار نكته درين كار هست تا دانىبنحو وضوح باستقبال اين قصيدهء ظهير است :درين هوس كه من افتادهام به نادانى * مرا بجان خطر است از غم تو تا دانى، و قصيدهء او بمطلع :سپيدهدم كه صبا بوى لطف جان گيرد * چمن ز لطف هوا نكته بر جنان گيردگويا از حيث سبك و اسلوب و نيز وزن باستقبال اين قصيدهء ظهير باشد :سپيدهدم كه صبا مژدهء بهار دهد * دم هوا مدد نافهء تتار دهدگواينكه به همان رديف و قافيه نيست ،
( 1 ) . كسراى