يعنى قديمترين نسخهء تاريخدار ديوان خواجه قرار داده بوديم عينا به همان رويّه در خصوص قصايد خواجه نيز از لحاظ عدّهء قصايد و عدّهء ابيات هر قصيدهء ( نه از حيث صحّت و سقم عبارات ) اساس طبع خود را منحصرا همين نسخهء خطّ منعم الدّين شيرازى كه چنان كه گفته شد ما بين نسخ موجودهء نزد من فعلا قديمترين نسخهايست كه داراى قصايد خواجه است قرار دهيم و هرچه قصايد درين نسخه موجود است چاپ كنيم و هرچه در آن نيست بكلّى از آن صرف نظر نمائيم ، چه بظنّ بسيار قوى بلكه تقريبا بنحو قطع و يقين عموم قصايد ديگرى كه در بعضى نسخ جديدهء خطّى و چاپى بنام خواجه ثبت شده و در اين نسخهء حاضره ( و همچنين در عموم نسخ قديمهء ديگر ) اثرى از آنها نيست جميعا الحاقى است و هيچكدام از آنها بدون هيچ شك و شبهه از خواجه نيست چه علاوه بر فقدان كلّى آنها در عموم نسخ قديمه هم از حيث سبك و اسلوب و هم از حيث مضامين و افكار و مشرب نيز ما بين آنها و ما بين اشعار خواجه بعد المشرقين است و مخصوصا بعضى از آنها كه فىالواقع سخيفترين و ركيكترين و سستترين اشعارى است كه هرگز به مخيّلهء كسى خطور تواند كرد و حتّى بشعراء درجهء سوّم و چهارم آنها را نمىتوان نسبت داد
ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى ) — صفحة 175
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٧٥