( 1 ) گنج - گوهر محبت .
[ روح الامين - جبرئيل ] .
شاه ( پادشاه تعالى ) - خداوند . ( كتاب مرصاد العباد . ) به نقل از صفحهء 247 « گلگشت در شعر و انديشهء حافظ » چاپ اول .
حافظ ق غ : خطاپوش ببار . ( در اينجا . . . خطاپوش ، نابجا و « خطا شوى » بجاست . زيرا از ابر خواسته شده كه باريدن گيرد ( . . . ببار ) تا از نامهء اعمال ، سياهى بسترد ، نه آنكه سياهى را بپوشاند ! . حافظ باز در همين معنى سروده : « آبى » به روزنامهء اعمال ما « فشان » - بتوان مگر سترد حروف گناه ازو ) . « محمد على معيرى » - حافظ را هم از حافظ بشناسيم - ص 110 - .
( نسخ اديب برومند ، مسعود فرزاد ، و چند حافظ معتبر ديگر : « خطا شوى ، ببار » ) .
« . . . در قزوينى « ابر خطاپوش » است ، ولى « خطاشوى » . . . بهترست . » دكتر حسينعلى هروى ، مقالات حافظ ، زيرنويس صفحهء 320 » .
[ خطاپوش ] مسلما غلط است ، مسئلهء « پنهان كردن » [ - پوش ] در كار نيست : بمناسبت ذكر « آبرو » و مخصوصا « ابر » جاى شك نيست كه « شستن » نامهء اعمال [ - شوى ] و زدودن « سياهى » از آن ، منظور نظر حافظ است . . . جاى تعجب است كه [ خطاپوش ] . . . با وجود غلط بودن در چهار نسخهء خطى ! و دو نسخهء چاپى ضبط شده است ! و نمونهء خوبى است از اينكه [ بر خلاف نظر قزوينى ] ضبط اغلب و اقدم نسخ مىتواند غلط باشد .
مسعود فرزاد ( استاد دانشگاه شيراز ) .
از كتاب : « حافظ - صحت كلمات و اصالت غزلها ( س تا پايان ى ) .
ص 979 - چاپ 1349 - . . .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 945
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص٩٤٥