علامه قزوينى ، ص 312 « حافظ از ديدگاه علامه محمد قزوينى » .
ك
بضرب سيفك قتلى حياتنا ابدا * لان روحى قد طاب ان يكون فداك
« كشته شدن من بضرب شمشيرت براى من زندگى ابديست . يا خود قتل من بضرب شمشيرت براى من حيات ابديست ، زيرا روحم اگر فدايت شود بسيار شاد مىگردد يا خود روحم خوش و خرّم است كه فدايت شود » . . . نقل از : « شرح سودى بر حافظ » .
ل
قصة العشق لا انفصام لها * فصمت هاهنا لسان القال
« داستان عشق را هيچ گسستنى نيست ( اين قصه پيوسته برجاست ) ، در اينجا زبان گفتار بريده ماند ، مولانا گويد : گرچه تفسير زبان روشنگرست - ليك عشق بىزبان روشنتر است » .
*
ما لسلمى و من بذى سلم * اين جيراننا و كيف الحال
« سلمى معشوق ما را چه رسيده است و در ذى سلم منزلگاه يار ما كيست ؟ همسايگان ما كجا رفتند و حال چگونه است ؟ » .
*
عفت الدار بعد عافيةٍ * فاسألوا حالها عن الاطلال
« خانهاى كه درست و آباد بود ، ويران و ناپديد گرديد . حال آن