3
در كار گلاب و گل حكم ازلى اين بود * كاين شاهد بازارى ، وان پردهنشين باشد
. . . « شاهد بازارى ناميدن گل ، از آنست كه گل در بزم و بازار مايهء مجلسآرائى و چشمنوازى است و همواره در مرأى و منظر است ؛ ولى گلاب در قرابه و شيشه و كوزه و امثال آنها يا غالبا در پس و پشت و پستوهاست لذا « پردهنشين » ناميده شده است » . « 1 » بهاء الدين خرمشاهى ( حافظنامه ، مجلد اول ، ص 629 ( 1367 ه . ش . چاپ دوم ) .
4 « از روز ازل حكم آفريدگار . . . اين بود كه گل ميان كوچه و بازار سرگشته باشد ، و گلاب « نجيب و پردهنشين » ؛ گل سرخ كه چهرهء خود را بىپرده و آشكار نشان مىدهد « شاهد بازارى » ناميده . . . و گلاب را كه در شيشه است ، نجيب و پردهنشين دانسته . . . « 2 » » .
دكتر حسينعلى هروى ( شرح غزلهاى حافظ ، مجلد اول ، ص 689 و 690 ( نشر نو ، تهران 1367 ه . ش ) ) 5 « . . . شاهد بازارى اشاره به گل ، و پردهنشين اشاره به گلاب است يا بر « عكس » « 3 » ! من متن را بر اساس اين « فرض » تصحيح كردهام كه لفونشر مرتب باشد و گل « شاهد بازارى » باشد ، و گلاب كه معمولا در ظرفى از قبيل شيشه نگاهدارى مىشود « پردهنشين » خوانده شده باشد . » استاد مسعود فرزاد ( حافظ ، صحت كلمات و اصالت غزلها ( الف تا پايان ز ) ص 348 ( انتشارات دانشگاهِ شيراز ، سال 1349 ه . ش ) .