تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1549

مساهمون:

ص١٥٤٩

ساحرى و سامرى

غزل شمارهء 139 . . .
اين همه شعبدهء عقل كه مىكرد آنجا * ساحرى پيش عصا و يد بيضا مىكرد
در نسخهء قزوينى دو سه تصرف در اين كرده‌اند : اول : « عقل » را برداشته و به جايش « خويش » نشانده‌اند ، و اين تا به حدى بىمعنى و بىمورد است كه خود مصحّح ( يعنى قزوينى ) در ذيل آن تعليق مىكند كه در ساير نسخه‌ها « عقل » است و فقط در نسخهء خلخالى چنين است ، و يك علامت استفهام هم به نشان اينكه معنيش مفهوم نيست بعد از آن رسم كرده است ! و ترجيح كلمه‌اى كه معنى كلام را مختل مىكند و فقط در يك نسخه وجود دارد ، آن هم نسخهء خلخالى كه پرغلط بودنش مورد تصديق خود مصحح بوده است ، بر كلمه‌اى كه معنى دارد و در تمام نسخه‌هاى خطى و چاپى مكتوب است ، مايهء بسى تعجب و حيرت است ( ! ) . دوم : تبديل « آنجا » به « اينجا » « 1 » كه بئس البدل بودنش را ذوق لطيف و فكر دقيق درمىيابد و بدين سبب از آن درمىگذريم . سوم : تبديل « ساحرى » به « سامرى » كه قرآن كريم و حديث و تاريخ و