قا مذاق عوام را بلفظ متين شيرين كرده ، و دهان « 1 » خواص را بمعنى مبين « 2 » نمكين داشته ، هم اصحاب ظاهر را به دو ابواب آشنائى گشوده ، و هم ارباب باطن را ازو موادّ روشنائى افزوده ، در هر واقعهء سخنى مناسب حال گفته ، و براى هر معنى لطيف غريبه « 3 » انگيخته ، و معانى بسيار بلفظ اندك خرج كرده ، و انواع ابداع در درج انشا درج كرده « 4 » ، گاه سرخوشان كوى محبّت را بر جادّهء معاشقت و نظربازى داشته و شيشهء صبر ايشان بر سنگ بىثباتى زده « 5 » :
بشوى اوراق اگر همدرس مائى * كه علم عشق در دفتر نباشد
و گاه دردىكشان مصطبهء ارادت را به ملازمت پير دير مغان و مجاورت بيت الحرام خرابات ترغيب كرده « 6 » :
تا ز ميخانه و مى نام و نشان خواهد بود * سر ما خاك ره پير مغان خواهد بود
هامش
ليكن در نسخهء آقاى دبير خاقان و نسخهء آقاى ملك به صورت شعر نگاشته شده و همين اقرب بصواب به نظر مىآيد
( 1 ) بعضى نسخ : و دهان جان خواص را ،
( 2 ) چنين است در غالب نسخ ، بعضى ديگر : متين ( مانند فقره قبل ) ،
( 3 ) گويا « غريبه » را بمعنى بديع و نادر و غير مبتذل استعمال كرده است ، بعضى نسخ : و براى حال هر كسى در معنى غريب و لطيف سفته ،
( 4 ) از اينجا ما ابتداى سطر 7 از صفحهء قد تا كلمهء « رواحل غزلهاى جهانگيرش » از چهار نسخهء ملك و تقوى 2 و باء و نسخهء آقاى رشيد ياسمى بكلّى ساقط است ،
( 5 ) بعضى نسخ جديد علاوه دارند : و فرموده ، يا : و گفته ،
( 6 ) بعضى نسخ جديد علاوه دارند : و فرموده ، يا : كه ،