عنان القلم و اسنانه او يبسط رهان القول و ميدانه ، بل هى ان يبلغ امد المراد ، بالفاظ اعيان و معان افراد « 1 » ، هر شاعر ماهر كه بكنه اين نكته رسد و بر جليّه اين قضيّه واقف شود رخسارهء عبارت او نضارت گيرد و جمال مقالت او طراوت پذيرد ، تا به جائى رسد كه يك بيت او نايب مناب قصيده شود ، و يك غزل او واقع موقع ديوانى گردد ، و از قطعهء مملكتى اقطاع يابد ، و برباعى از ربع مسكون خراج ستاند ،
قافيهسنجان چو قلم بركشند « 2 » * گنج دو عالم به سخن دركشند
خاصه كليدى كه در گنج راست * زير زبان مرد سخنسنج راست
هامش
نسخ جديده عبارت ذيل را اينجا و ناوه ؟ ؟ ؟ دارند : « در تقبيح و تحسين و تقرير و تحرير و نفرين و آفرين باعتبار مقتضيّات مقام و اعتنا و اهتمام بشأن افتراص و اغتنام هنگام ايراد كلام [ و ] فصل و وصل و تعريف و تنكير و تقديم و تأخير و ابهام و توضيح و كنايت و تصريح و ايجاز و اطناب و خواصّ افاده در هر باب جمله برين يك مسئله مبتنى و متكلّم على الحقيقة به رعايت اين يك دقيقه معتنى » ، ولى در نسخ قديمه مانند حن و هندى و دبير خاقان و تقوى و ؟ ؟ ؟ بار كه اساس طبع اين مقدّمهاند از جمله مزبور اثرى نيست .
( 1 ) اين جمله عربى عينا در زهر الآداب حصرى قيروانى حاشيهء عقد الفريد ج 1 ص 115 ، مذكور است و از روى آن مدرك تصحيح شد و در عموم نسخ اين مقدّمه كما بيش محرّف است ،
( 2 ) چنين است در اغلب نسخ اين مقدّمه ، ولى در نسخهء آقاى رشيد ياسمى و نسخهء باء : « سخن بركشند » ، و اين مطابق است با عموم نسخ نظامى چه اين دو بيت از ديباچهء مخزن الأسرار نظامى است - « خاصه كليدى » در بيت دوّم ظاهرا وصف تركيبى است يعنى كليد « بقيّه در صفحهء بعد »