مبارز الدين بر پسران خود بدبين است ، شاه شجاع و شاه محمود ، چشم پدر را ميل كشند و كور كنند و به زندان افكنند .
شاه محمود به مخالفت برادر خود و شاه يحيى عليه عم خويش طغيان كنند و سالها به جنگ و جدال پردازند .
شاه شجاع و شاه محمود از پدر خود مبارز الدين ، و سلطان اويس از پدر خويش شاه شجاع بيمناك است .
شاه شجاع چشم پسر خود شبلى را ميل مىكشد . زوجهء شيخ حسن ايلكانى ، او را در بستر خواب به دست خود به قتل مىرساند . و زن شاه محمود ، شاه شجاع را به خصومت با شوهرش تحريك مىكند .
بغداد خاتون ، شوهر خود ابو سعيد را مسموم مىنمايد ! بزرگان دربار نيز در تنزل اخلاق به كمال بودند : دمشق خواجه پسر امير چوپان ، نايب كل امور كشور نسبت به همخوابهء ابو سعيد بهادرخان خيانت مىورزد .
سيد ركنالدين حسن يزدى وزير شاه شجاع براى گرفتارى جلال الدين توران شاه و يك نفر ديگر از امراء ، نامهئى از زبان آنان ساخته براى شاه محمود مىفرستد و جواب او را به شاه شجاع نشان مىدهد تا بدين وسيله سبب قتل آنها را فراهم كند .
نارى طغاى ، كه خواجه غياث الدين وزير ، به شفاعت او مىرفت در دهليز خانه پنهان مىشود تا شفيع خود را به قتل رساند ( ! ) چون اين مقدمه بدانستيم ، غزل حافظ را ، آئينهء سرتاپانماى حقيقت احوال عصر او خواهيم يافت :
اين چه شوريست كه در دور قمر مىبينم . . .
دكتر محمد معين ( استاد فقيد دانشگاه تهران ، حافظ شيرينسخن - ص 62 - چاپ تهران سال 1319 ه . ش ) .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1477
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٤٧٧