علامه قزوينى و پيروان او . . .
1 . . . كلّىگوئى منحصر به « عوفى » « 1 » نيست ، تذكرههاى دوران صفويه و قاجاريه نيز پرست از همين تعارفها و چنين است نوشتههاى قزوينى و پيروان او كه در پهنهء لغت و معنى واژهها سير مىكنند و نمىتوانند پژوهش ادبى و تاريخى را در معناى درست واژه دريابند . . . علامهها و پيروانشان با هرگونه تازگى و نوآورى مخالفند و به آشكار يا در پرده مىگويند : « ره چنان رو كه رهروان رفتند » ! دنبال تازگى مگرد و خودت را به دردسر نينداز ، همراه باش تا از « صلات و جوايز » ما بهرهمند شوى و اين چند صباح زندگانى را در « ناز و نوش » بگذرانى . . . از چاپ حافظ مسعود فرزاد جلوگيرى كردند و كار را به دست قزوينى دادند تا نسخهء « خلخالى » را با شتاب رونويس كند و آن را به چاپ رساندند .
« مىتوان پرسيد « 2 » قزوينى كه آن همه اهميت براى تاريخ كتابت قائل است چرا سواى نسخهء خلخالى ( كه چاپ هم شده بود ) اساس كار خود را بر سه نسخهء خطى قرار داده است كه به قول خود وى هر سه بىتاريخ