در متن بر خلاف آن عمل فرمودهاند . گاهى غلط مسلم نسخهء اساس يعنى نسخهء خلخالى را حفظ كرده . ( ! ) و صورت صحيح آن را كه در جميع نسخ مورد استنادشان وجود داشته ترك فرمودهاند . ! ! و گاه صورت صواب آن نسخه را طرد [ كرده ] ! و صورت غلط نسخ ديگر را اختيار نمودهاند . ! ! در ترجمه و تفسير اشعار نيز مسامحاتى دارند ! . . . در برخى از موارد با اضافه كردن ابياتى - كه حتى در يك نسخه بيشتر ضبط نشده بود - غزل آسمانى خواجه را صورتى زشت و غلط بخشيدهاند . . . « 2 »
« نواى مجلس ما را چو بركشد مطرب * گهى « عراق » زند ، گاهى « اصفهان » گيرد »
: مرحوم علامه [ قزوينى ] با اتكاء به نوشتهء « سودى » گويد : « در استعمال كلمهء « عراق » و « اصفهان » ايهامى منظور بوده و اشارهايست به اصفهان و نقاط ديگر عراق عجم . ! كه اغلب تنقلات و تحولات شيخ ابو اسحاق در روابط صلح و جنگ با امير مبارز الدين در آن نقاط بوده است . » .
امّا . . . « انسب اين بود كه » . . . بقول كسى كه خودشان دربارهء او مىنويسند : « به . . . سودى اعتماد فوقالعاده نمىتوان كرد » استناد نمىجستند [ و ] در نواى مطرب ، اسامى بلاد را تفحص [ نمىكردند ] ، « 3 » .
« دل من در هواى روى فرخ » * « بود آشفته همچون موى فرّخ »
« 4 » « شاه . . . امر فرمود كه هركس غزلى از خواجه بياورد ، يك اشرفى دويست دينارى جايزه بيابد . . . چون مردم به جستجوى اشعار درآمدند از هركس نيز شعر بسيارى بنام وى مشهور شد از آن جمله غزل بهاء الدين زنگانى « ساقيا مايهء شباب بيار » و غزل « دل من در هواى روى فرخ » و مثل آنها . . . « تذكرهء عرفات العاشقين » ( در شرح احوال خواجه ) . . . « 5 »