تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1433

مساهمون:

ص١٤٣٣
خلخالى . - طبع محمدى بمبئى 1322 ه‍ . ق ، به اهتمام شرف‌على . - جامع نسخ حافظ فرزاد ( كتاب اول ، ص 583 ) . - حافظ : صحت كلمات و اصالت غزلها ( س تا ى ) فرزاد - ص 1382 . - نسخهء خطى حدود نيمهء اول قرن يازده ( ص 28 مقدمهء جامع نسخ حافظ ) . - نسخهء چاپى 1322 ه‍ . ق . لكنهور هندوستان . - و چند نسخهء ديگر : « . . . ز ، راز عاشق و معشوق » . صرف نظر از همه اينها ، آيا به نظر شما خوانندهء عزيز و خوش‌ذوق ، كدام يك از اين « دو » رسا و شيرين و فصيح است ؟ : ملامت‌گو ، چه دريابد ميان عاشق و معشوق ؟ ، يا : ملامت‌گو ، چه دريابد ز راز عاشق و معشوق ؟ . ( ح ) . ( 9 ) - در اكثر نسخ خطى ، چاپى ، معتبر يا معمولى : « طلعت نازت » ضبط شده است . ( ح ) . ( 10 ) - واژهء « ناز » در دو بيت اول اين غزل [ : « اى سرو ناز حسن كه خوش مىروى بناز . . . » ] « الزام » شده است ؛ و شايد بتوان اين نكته را نيز دليل براى درستى طلعت ناز دانست . ( نقل از زيرنويس ص 410 حافظ محمود هومن ، چاپ 1347 ه‍ . ش . ) . ( 11 ) - افسوس : ستم ، حسرت ، ريشخند ، استهزاء ، آزار و جفا . ( فسوسى كه كند . . . « افسوس كردن ، يعنى سحر و جادو كردن ، حيله و تزوير نمودن . ) . ( 12 ) - افسون : حيله ، تزوير ، مكر ، نيرنگ ، فريب ، سحر ، جادو . ( در فرهنگ نفيسى « ناظم الاطباء » آمده است كه : « افسوس كردن » : حيله تزوير نمودن و سحر كردن ) بنابراين به « فسوسى كه كند » نيز درست است و همان معنى ( به فسونى كه كند ) را ، دارد . ( حائرى ) . ( 13 ) - استاد هومن به معناى ديگر : « افسوس » كه در فرهنگ نفيسى آمده است ، توجه نداشته‌اند .