تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1420

مساهمون:

ص١٤٢٠
راهى به دهيست و اشعار دخيل و شعر شاعران بعدى در آن محتملا كمتر راه يافته است . امّا از نظر صحت ، چگونه به صحت نسخهء خلخالى اعتماد توان كرد ؟ ! در حالى كه همان‌جا ، يك مصراع به دو صورت نوشته شده و مرحوم قزوينى هم با آن همه دقّت بدين نكته توجه نكرده است : جامع ديوان ، در مقدمه نوشته است : « حافظ خلوت‌نشين دوش به ميخانه شد » و همين مصراع ، در متن كتاب : « زاهد خلوت‌نشين . . . » « 16 » ثبت شده و حال آنكه به تحقيق ، نسخه‌نويس اشتباه كرده است زيرا كه از سراسر اين غزل « بيان حسب حال » استنباط مىشود . ممكن است بگويند مقصود از « زاهد خلوت‌نشين » خود شاعر بوده ، ولى بايد در نظر داشت كه در سراسر ديوان حافظ ، زاهدان به « ريا و سالوس و زرق » توصيف شده‌اند ، پس چنين كسى خود را زاهد خطاب نمىكند . . . علاوه بر اين در مقطع غزل ديگرى [ هم ] « حافظ خلوت‌نشين » آمده و اين قرينهء ديگريست بر اينكه در مطلع غزل مورد بحث نيز « حافظ خلوت‌نشين » صحيح است :
« از فريب نرگس مخمور و لعل مىپرست * حافظ خلوت‌نشين را ، در شراب انداختى »
مورد ديگرى كه از اعتبار نسخهء اقدم ( خلخالى ) - [ اساس طبع حافظ قزوينى ] - ميكاهد ، آنكه در مجموعهء مكتوب به سال 782 يعنى ده سال پيش از مرگ خواجه « 17 » و 152 غزلى كه . . . خانلرى منتشر كرده‌اند - و « بيست و دو سه سال پس از مرگ حافظ » « 18 » نوشته شده - اشعار او به صورتى ضبط است كه با نسخهء خلخالى [ و حافظ قزوينى ] . . . اختلاف فاحش دارد ، اكثر اين اختلافات يا ابيات اضافى بقدرى لطيف ، استادانه ، محكم و زيباست كه محال است تصور كنيم كاتب و نسخه‌نويس ، هنر و استعداد جعل آنها را مىداشته‌اند بلكه به حكم اصالت و قدمت اسناد و