روشنى نمىدهد ، « شاهدان شهر » كيها [ و چه كسانى ؟ ] هستند و بر سر منبر [ براى چه رفتهاند و در آنجا ] چه مىكنند ؟ ! مطلع مشهور ذيل . . . [ بيت انتخابى مرا يعنى بجاى شاهدان ، واعظان را ] دقيقا تأييد مىكند 1 .
واعظان كأين جلوه در محراب و منبر مىكنند
چون به خلوت ميروند آن كار ديگر مى كنند
همچنين اين معنى كه در حافظ « شاهد شهر » و « زاهد شهر » نداريم ، ولى « واعظ شهر » داريم در بيت ذيل تأييد مىشود :
گرچه بر واعظ شهر اين سخن آسان نشود * تا ريا ورزد و سالوس ، مسلمان نشود . . . « 2 »
دوم : « فرزاد » در حافظ خود - بيت مورد نظر را - چنين ثبت كردهاند :
اين تقوىام تمام كه با واعظانِ شهر * ناز و كرشمه بر سر منبر نمىكنم
در خصوص اين بيت ، احمد شاملو نوشته است : « كه لابد بايد به شيوهء خود استاد [ فرزاد ] از ايشان پرسيد : « مگر در آن عصر ، واعظان شهر دستهجمعى مىرفتهاند بالاى منبر و براى هم قميش مىآمدهاند ؟ » ! « 3 » سوم : دكتر سليم نيسارى ، تدوينكنندهء : « غزلهاى حافظ » كه اين كتاب را با كاغذى نفيس و جلدى ممتاز در 432 صفحهء رقعى در شهريور ماه 1353 چاپ و منتشر كرده - اين بيت را - چنين ضبط فرموده است :
اين تقويم تمام كه با شاهدان شهر * ناز و كرشمه از سر منبر نمىكنم
كه بايد گفت بيت بسيار نيكوئيست ، ولى واژهء « از » - بجاى « بر » - جز در يكى از مقالات شاملو « 4 » كه وى هم بعدها در ديوان حافظ خود به اين نحو نياورده ، و اين گونه آورده است . . . ناز و كرشمه بر سر منبر نمىكنم ؛ - تا امروز در هيچيك از نسخ حافظ ديده نشده است و - بنابراين - متأسفانه