پير ما گفت غزل شمارهء 100
. . . در حافظ اشعارى هست كه بعضى افراد آن اشعار را مستمسك قرار داده و گفتهاند : حافظ به امر خلقت معترض بوده و در امر خلقت تأمل مىكرده و مشاهده مىكرده چيزهائى را كه نبايد ببيند .
و بيت زير را كه شنيدم مرحوم جلال دوانى كه از حكما و فلاسفه است يك رساله دربارهء تعالى آن نوشته ، سند ادعاى خود نقل مىكنند :
پير ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت * آفرين بر نظر پاك خطاپوشش باد
مىگويند در اين شعر ، حافظ اقرار مىكند كه خطا وجود دارد ليكن آفرين بر پير ما كه با نظر پاكش روى خطا را مىپوشد يعنى خطا وجود دارد ولى صرف نظر مىكنند ! بله خطا وجود دارد ولى خوب حرفش را نزنيم . به آنهائى كه اين شعر را اينطور معنى كردهاند ، پس بنابراين ، اين شعر ديگر حافظ چه معنى خواهد داشت :
نيست در دايره يك نقطه خلاف از پس و پيش * كه من اين مسئله بىچون و چرا مىبينم
اين دو بيت را با همديگر چگونه مىشود توجيه كرد ؟ پاسخ گفتهاند خوب يكوقتى آنجور فكر مىكرده يكوقتى اينجور فكر مىكرده و منتهايش