10 . . . مردم بسيارى در كناره ، گردِ آمده براى نجات كشتى « شكستگان » و مغروقين اقدام مىنمودند . . . .
رحيمزادهء صفوى ( از رسالهء « اسرار سياسى در راه سلطنت رضاشاه ، ص 71 ) 11 . . . استدلالى كه مىكنند اينست كه : « كشتىنشستگان نمىتوان در فارسى گفت همانطوركه محملنشستگان ، يا كجاوهنشستگان يا اتومبيلنشستگان يا هواپيمانشستگان نيز نمىتوان گفت » . حقير به عنوان يك فارسى زبان به جرئت مىگويم همهء اين تركيبات صحيح است و مخصوصا در يك متن ادبى فارسى مىتوان گفت ، چنان كه بر قلم ابو الفضل بيهقى جارى شده : « ما از شدگانيم » . اما اگر مقصود اينست كه از اين طريق ثابت كنند كشتى شكستگانيم صحيح است ، بايد عرض كنم اگر كشتىنشستگان و . . . نمىتوان گفت ، پس كجاوه شكستگان ، محمل شكستگان ، هواپيما شكستگان . . . و بالنتيجه « كشتىشكستگان » هم نمىتوان گفت . . . .
دكتر حسينعلى هروى ( صفحهء - پ - 21 - [ نيز صفحهء پ - 5 ] حافظ فرزاد - از انتشارات دانشگاه پهلوى شيراز - شمارهء 76 ) 12 كشتىنشستگانيم اى باده شرطه برخيز . . . كشتىنشستگان جمع كشتى نشسته است يعنى طايفهئى كه كشتيشان در دريا نشسته يعنى
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1331
مساهمون: شمس الدين حافظ
ص١٣٣١