كشتىنشستگانيم ( كشتى شكستگانيم ) غزل شمارهء 5
1
يا رب تو آشنا را ، مهلت ده و سلامت * « چندان كه بازبيند ، ديدار آشنا را » « 1 »
( سعدى )
كشتىنشستگانيم اى باد شرطه برخيز « 2 » * « باشد كه بازبينيم آن يار آشنا را »
( حافظ ) 2
بعضى « نشسته » دانند ، بعضى « شكسته » خوانند * چون نيست خواجه حافظ ، معذور دار ما را
ميرزاى بزرگ قمى ( صاحب قوانين )
هامش
( 1 ) . خواجه با اندك تغييرى در مصراع دوم بيت سعدى ، آن را تضمين فرموده است .
( 2 ) . ( در مورد واژهء : « ديدار » به زيرنويس غزل دل مىرود ز دستم صاحبدلان خدا را ، مراجعه شود ) .