اى كاش كه بخت سازگارى كردى * با جور زمانه يار ، يارى كردى
از دست ، جوانىام چو بربود عنان * پيرى چو ركاب پايدارى كردى .
گر همچو من افتادهء اين دام شوى * اى بس كه خراب باده و جام شوى
ما عاشق و رند و مست عالمسوزيم * با ما منشين ، اگر نه بدنام شوى .
( پايان اشعار حافظ ) .