تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1322

مساهمون:

ص١٣٢٢
چون باده ز غم چه بايدت جوشيدن * با لشكر غم چه بايدت كوشيدن
سبزست لبت ساغر ازو دور مدار * مى بر لب سبزه خوش بود نوشيدن .
اى شرم‌زده غنچهء مستور از تو * حيران و خجل نرگس مخمور از تو
گل با تو برابرى كجا يا رد كرد * او نور ز مه دارد و مه نور از تو .
چشمت كه فسون و رنگ مىبارد ازو . * افسوس كه تير جنگ مىبارد ازو
بس زود ملول گشتى از همنفسان * آه از دل تو كه سنگ مىبارد ازو
در حافظ قزوينى درج است :
اى باد حديث من نهانش مىگو « 1 » * سرّ دل من به صد زبانش مىگو
هامش
( 1 ) . بعد از رباعى بالا در ديوان حافظ به اهتمام قزوينى و غنى ، اين رباعى به چاپ رسيده است ( در صفحهء 384 ) :گفتى كه ترا شوم ، مدار انديشه * دل خوش كن و بر صبر گمار انديشهكو صبر و چه دل ؟ كآنچه دلش مىخوانند * يك قطرهء خون است و هزار انديشهاينك بايد توضيح داد كه طبق مقالهء خود علامه قزوينى در مجلهء يادگار ( سال اول - شمارهء پنج - صفحه 70 ) در نسخهء خطى « نزهة المجالس » متعلق به كتابخانه‌ئى در استانبول كه تاريخ كتابت آن سال 731 مىباشد ( يعنى 61 سال قبل از وفات حافظ ) اين رباعى آمده است و گويندهء آن را « عايشهء سمرقنديه » نوشته‌اند بنابراين رباعى با رديف انديشه از حافظ نيست و به احتمال زياد از اوحدالدين كرمانى است .
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1322 | شمس الدين حافظ