از چرخ به هر گونه همىدار اميد * وز گردش روزگار مىلرز چو بيد
گفتى كه پس از سياه رنگى نبود * پس موى سياه من چرا گشت سفيد .
در حافظ قزوينى درج شده است ، و ليكن از خواجه نيست :
ايام شباب است شراب اولاتر « 1 » * با سبزخطان بادهء ناب اولاتر
عالم همه سربهسر رباطيست خراب * در جاى خراب هم ، خراب اولاتر .
رباعى ذيل در حافظ قزوينى آمده ولى از حافظ نيست :
خوبان جهان ، صيد توان كرد به زر * خوش خوش « بر » از ايشان بتوان خورد به زر
نرگس كه كلهدار جهان است ببين * كاو نيز چگونه سر درآورد به زر .
از كمال اسماعيل است . . . دكتر محمد امين رياحى ، حافظشناسى مجلد هشتم .
هامش
( 1 ) . « اين رباعى [ ايام شباب است . . . ] در ديوان ناصر بخارائى . . . نقل شده ، رباعى سستى است . . . » دكتر رياحى ، گلگشت در شعر و انديشهء حافظ ، 1368 ه . ش .
صفحهء 393 .