تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1290

مساهمون:

ص١٢٩٠
بيا ساقى آن مى كه حور بهشت : * عبير ملايك در آن مى سرشت :
بده تا بخورى در آتش كنم * مشام خرد تا ابد خوش كنم
بده ساقى آن مى كه شاهى دهد * به پاكىِّ او دل گواهى دهد
مىام ده مگر گردم از عيب پاك * برآرم به عشرت سرى زين مغاك
چو شد باغ روحانيان مسكنم * در اينجا چرا تخته‌بند تنم
شرابم ده و روى دولت ببين * خرابم كن و گنج حكمت ببين
من آنم كه چون جام گيرم به دست * ببينم در آن آينه هرچه هست
به مستى درِ پارسائى زنم * دمِ خسروى در گدائى زنم
به مستى توان دُرّ اسرار سفت * كه در بيخودى ، راز نتوان نهفت
كه حافظ چو مستانه سازد سرود * ز چرخش دهد زهره آواز رود .
بيا ساقى آن مى كه ناز آورد . . . ( نظامى ) . نقل از مقالهء : « سيد على ميرافضلى » ، نشر دانش [ مجله ] نشريهء دانشگاهى ، خرداد و تير 1369 - ص 20 ( چند جاى ديگر نيز نقل شد كه چون زيرنويس جا نداشت
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1290 | شمس الدين حافظ