497
اى در رخ تو پيدا انوار پادشاهى * در فكرت تو پنهان صد حكمت الهى ( 1 )
كلك تو بارك اللّه بر ملكِ دل ( 2 ) گشاده * صد چشمه آب حيوان از قطرهاى سياهى
بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم * ملك آن تست و خاتم ، فرماى هر چه خواهى
در حشمت سليمان ( 3 ) هركس كه شك نمايد * بر عقل و دانش او خندند مرغ و ماهى
« باز » ار چه گاهگاهى بر سر نهد كلاهى * مرغان قاف دانند آيين پادشاهى
تيغى كه آسمانش از فيض خود دهد آب * تنها جهان بگيرد بىمنت سپاهى
كلك تو خوش نويسد در شأن يار و اغيار * تعويذ جانفزائى افسون عمر كاهى
اى عنصر تو مخلوق از كيمياى عزت * وى دولت تو ايمن از ( 4 ) وصمتِ تباهى
ساقى بيار ( 5 ) آبى از چشمهء خرابات * تا خرقهها بشوئيم از عجب خانقاهى
عمريست پادشاها كز مى تهيست جامم * اينك ز بنده دعوى ، وز محتسب گواهى
گر پرتوى ز تيغت بر كان و معدن افتد * ياقوت سرخرو را بخشند رنگ كاهى