حافظ به جفا از . . . ) در ص 582 جامع نسخ حافظ . - چاپ لكنهور هندوستان . - ديوان حافظ على بهائى شرفعلى چاپ بمبئى ( گر سرو نماند . . .
در راه تو عاشق ) . - لسانالغيب حافظ شيرازى پژمان بختيارى چاپ چهارم 1342 تهران ابن سينا ( در راه تو . . . حافظ به جفا از تو . . . ) . - سفينهء حافظ ( گر سرو بماند از . . . در راه تو عاشق . . . » . و در چندين ديوان ديگر حافظ آمده است ، و دليلى ندارد كه ابياتى از اين غزل را از حافظ بدانيم و سه بيت پايانى غزل را به شخص مجهولى كه نمىدانيم كيست ببخشيم و از حافظ ندانيم ! براى اينكه خوشنويسانى كه منتخباتى از اشعار خواجه را فراهم آوردهاند از اين بيتها خوششان نيامده و از قلم انداختهاند ؟ ! يا در دسترس نداشتهاند [ ح ] .
( توضيح اينكه در ديوان حافظ احمد شاملو نيز دو بيت « خود سرو نماند . . . » و « در راه تو . . . » به طبع رسيده است و از انصاف به دور مىباشد كه چون « شعر نو » مىسرايد ! ما هم ساير خدمات ادبى و فرهنگى او را ناديده بگيريم :
« جهان چون خط و خال و چشم و ابروست - كه هر چيزى به جاى خويش نيكوست . »
) : ح .
: - الف - ( بيت دوم ) :
« شيرينتر . . . خنده چه گويم * . . . شيرين جهانى . »
نسخهء 805 - . ( بيت پنجم : « جانت نستانم » مصباح . - « بستانم » قزوينى ) .
: - ب - ( بيت نهم ) در راه تو . . . كرد سر از پاى . « نسخهء 805 » .
: - ج - ( اشارهئى به بيت نهم ) در راه تو . . . قلم كرد ز سر پا - « در راه عشق تو ، چون قلم از سر ، پا ساخته [ « كرد » - ساخت ] يعنى در راه عشقت - از كمال عظمت مقامت - مانند قلم ، با سر ، راه مىرود ( پس چرا چون نامه از لطفت ، او را دمى نمىخوانى : چرا يكدم به نزدت دعوتش نمىكنى . » . ص 2548 مجلد چهارم شرح سودى بر حافظ 1347 شمسى .