« نسيم » و « باد » هر دو ، داراى يك معناست - باد ملايم را « نسيم » گويند - ممكن است در اصل به ترتيبى ديگر بوده است . « نسيم باد » - بكسر ميم - شايد درست نباشد ، اما اگر « نسيم » به معناى « بوى خوش » باشد - بوى خوش باد نوروزى - صحيح است . ( اشاره به ايرادى است كه درين مورد گرفته شده است ) . نسيم : بوى خوش « فرهنگ دكتر محمد معين » .
بعد از اين بيت در حافظ قزوينى ، بيتى آمده كه چنين است :
ز جام گل دگر بلبل چنان مست مى لعل است * كه زد بر چرخ فيروزه صفير تخت فيروزى
در ديوان حافظ خانلرى ( چاپ سال 1359 ه . ش . قطع وزيرى 1006 صفحه ) كه معتبر و مورد اعتماد است ، اين بيت را در متن غزل خواجه نياوردهاند و در حافظ پژمان و بعض نسخ ديگر نيامده است .
ميرنوروزى : « . . . عبارت بوده از پادشاهى يا اميرى يا حاكمى موقتى كه سابق در ايران رسم بوده در ايام عيد نوروز محض تفريح عمومى و خنده و مضحكه او را بر تخت نشانيدهاند و پس از انقضاى ايام جشن ، سلطنت او نيز به پايان مىرسيد . . . كنايه است از پادشاهى كه مدت سلطنت او بسيار كوتاه و فرمانروائى او بسيار متزلزل و بىدوام و بىاساس باشد . . . علامه محمد قزوينى ( صفحه 14 شمارهء 3 سال اول مجله يادگار ) .
هنى : « . . . هنىتر يعنى بىرنجتر و بىمشقتتر و گواراتر . . . علامه قزوينى صفحه 318 ديوان حافظ قزوينى . ( در حافظ قزوينى بعد از اين بيت ؛ سه بيت ذيل نيز به طبع رسيده است :
مى اندر مجلس آصف به نوروز جلالى نوش * كه بخشد جرعهء جامت جهان را ساز نوروزى !
نه حافظ مىكند تنها دعاى خواجه تورانشاه * ز مدح آصفى خواهد جهان عيدى و نوروزى !