تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1080

مساهمون:

ص١٠٨٠

428

ناگهان پرده برانداخته‌ئى يعنى چه * مست از خانه برون تاخته‌اى يعنى چه ( 1 )
زلف در دست صبا گوش به پيغام رقيب ( 2 ) * اين چنين با همه در ساخته‌ئى يعنى چه
شاه خوبانى و منظور گدايان شده‌اى * قدر اين مرتبه نشناخته‌اى يعنى چه
نه سر زلف خود اوّل تو به دستم دادى * بازم از پاى درانداخته‌ئى يعنى چه
سخنت رمز دهان گفت و كمر سرّ ميان * وز ميان تيغ به من آخته‌اى يعنى چه
هركس از مُهرهء مهر تو ، به نقشى مشغول * عاقبت با همه كج باخته‌ئى يعنى چه
حافظا در دل تنگت چو فرودآمد يار * خانه از غير نپرداخته‌ئى يعنى چه .