خواجهء بزرگ و بسيار گرامى ، اين غزل را در اقتفاى غزل ابن يمين سرودهاند و بطور اتفاق مصراع نخست مطلع غزل هر دو سخنور عزيز ، داراى يك قافيه است : « اى ماه آسمان لطافت « جمال » تو . . . » . ( ابن يمين ) .
مصراع دوم بيت دوم غزل : « . . . نور و سرور ديده و دل داد خال تو » . ديوان ابن يمين ، به اهتمام باستانى راد ، - كتابخانهء سنائى - [ تهران ] ؛ ص 282 .
اى آفتاب حسن ، مبادا زوال تو ( ابن يمين ) - خواجهء شيراز « اى آفتاب حسن » را در مصراع اول آورده است و « مبادا زوال تو » در مصراع دوم . بيت ششم غزل ابن يمين اينست :
« وقت زوال اگرچه بلندست آفتاب * اى آفتاب حسن مبادا زوال تو »
. ( همانجا و همان صفحه ) .
حافظ ق ، غ : در اوج ناز و نعمتى اى پادشاه حسن . ( آفتاب با حسن ) ، تناسب بيشترى دارد در نسخ معتبر نيز چنين است . ) مصراع دوم بيت آخر غزل . . . ميده نشان آنكه بپرسد ز حال تو .
ابن يمين ( همان ديوان و همان صفحه ) .
. . . در آرزوى طلعت « فرخندهفال تو » . ( همانجا ) .
. . . محراب سازم « ابروى همچون هلال تو » . ( همانجا ) .
. . . چه جان ؟ و ، چه جهان ؟ چو نباشد وصال تو » ( همانجا - ابن يمين ) .
بعض نسخ : خواجه ( بجاى « شاه » ) . در پيش شاه . - ( در پيش خواجه ) .
( بيت پنجم . . . دل مسكين « قزوينى و نسخهء 805 ) - . غمگين [ بجاى مسكين ] حافظ خانلرى . ) . غمگين بهترست ( ح ) .