398
خوشتر از فكرِ مى و جام چه خواهد بودن * تا ببينيم سرانجام چه خواهد بودن ( 1 )
غم دل چند توان خورد كه ايّام نماند * گو : نه ( 2 ) دل باش و نه ايّام ، چه خواهد بودن
مرغ كمحوصله را گو غم خود خور كه بَر او : * رحمِ آنكس كه نهد دام ، چه خواهد بودن
باده خور ، غم مخور و پند مقلّد مشنو ( 3 ) * اعتبار سخن عام چه خواهد بودن
دسترنج تو همان به كه شود صرف به كام * دانى آخر كه به ناكام ، چه خواهد بودن
پير ميخانه چه خوش ( 4 ) خواند معمّائى دوش : * از خط جام كه فرجام چه خواهد بودن
بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل ( 5 ) * تا جزاى من بدنام چه خواهد بودن .