تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 1001

مساهمون:

ص١٠٠١
چنين كه در دل من داغ زلف سركش توست * بنفشه‌زار شود تربتم چو درگذرم
به خاك حافظ اگر يار بگذرد چُون باد * ز شوق در دل آن تنگنا كفن بدرم
بهر نظر بُت ما جلوه مىكند ليكن * كس اين كرشمه نبيند كه من همىنگرم