ص 163 ديوان شاعر ساحر همايونفرخ .
: - ب - ( بيت سوم : احوال شيخ و قاضى و « شرباليهودشان » . ) :
« از شرب اليهود ، مراد : باده نوشيدن جهودهاست . چون جهودها در خوردن شراب افراط نمىكنند و به قدرى مىخورند كه مست نشوند و مهما امكن [ تا وقتى كه ممكن باشد ] باده خوردنشان را مستور مىدارند . و امّا دليل اينكه براى اجتناب از مستى ، كم مىخورند اينست : همانطوركه در دين ما « خمر » حتّى اندك مقدارش هم حرام است ، در دين جهود و ساير اديان هم ( خوردنش به حد سكر ) حرام شده . . . تعبير ، مرهون بيت آتيست :
« گفتا نگفتنيست سخن . . . »
اگر چه تو محرمى امّا « شرب اليهودى شيخ و قاضى » سخنى نيست كه به تو گفته شود ! پس زبانت را نگه دار و حرف نزن و سرّ را پنهان كن و چون يهوديان باده بخور . - كسانى كه عبارت « شرب اليهود » را : « شراب را خسيسانه بخور » ! تفسير نمودهاند ، در اين خصوص « خساست » ! كردهاند ( رد « سرورى » و « شمعى » ) : [ - تفسيركنندگان قبلى بيت حافظ ] .
شرح سودى بر حافظ - ترجمهء بانو ستارزاده - مجلد سوم ، ص 1644 ، ( 1343 شمسى ) .
« شرب اليهود : چون يهودىها مجبور بودهاند كه از ترس مسلمانان ، پنهان شراب بخورند ؛ از اين جهت « پنهانى شراب خوردن را » شرب اليهود گفتهاند . . . از استاد على محمد عامرى اين تعريف را به ياد دارم : « يهوديان در جشن و سرورها بعد از بادهنوشى بسيار در قهوه خانهها ، آخر شب با هم نزاع مىكردند و در حال مستى از اسباب و ظروف بر سر يكديگر مىشكستند چنان كه صبح هركس به آن محل وارد مىشد ، منظرهاى بىنهايت آشفته و درهم مىديد و اين بادهنوشى توأم با بىنظمى را « شرب اليهود » گفتهاند كه در اصطلاح فارسى زبانان به كار مىرود يعنى نهايت درجه آشفته و بىسامان . . . » ( ص 1199 شرح غزلهاى حافظ ، مجلد 2 نوشتهء دكتر هروى - 1367 ه . ش ) .