277
صوفى گلى بچين و مرقّع به خار بخش * وين زهد خشك را به مى خوشگوار بخش
طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه * تسبيح و طيلسان به مى و ميگسار بخش
زهد گران كه شاهد و ساقى نمىخرند * در حلقهء چمن به نسيم بهار بخش
را هم شراب لعل زد ، اى مير عاشقان * خون مرا به چاه زنخدان يار بخش
يا رب به وقت گل ، گنه بنده عفو كن * وين ماجرا به سر و لب جويبار بخش
اى آنكه ره به مشربِ مقصود بُردهئى * زين بحر قطرهاى به من خاكسار بخش
شكرانهئى كه روى ترا چشم بد نديد ( 1 ) * ما را به عفو و لطف خداوندگار بخش ( 2 )
ساقى چو شاه ، نوش كند بادهء صبوح * گو جام زر به حافظ شبزندهدار بخش ( 3 ) .