تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 702

مساهمون:

ص٧٠٢

276

به دور لاله قدح گير و بىريا مىباش * به بوى گل نفسى همدم صبا مىباش
نگويمت كه همه‌ساله مىپرستى كن * سه ماه مى خور و نه ماه پارسا مىباش
چو پير سالك عشقت به مى حواله كند * بنوش و منتظر رحمت خدا مىباش
گرت هواست كه چون جم به سرِّ غيب رسى * بيا و همدم جام جهان‌نما مىباش
چو غنچه گرچه فروبستگىست كار جهان * تو همچو باد بهارى ، گره‌گشا مىباش
وفا مجوى ز كس ، ور سخن نمىشنوى * به هرزه طالب سيمرغ و كيميا مىباش
مريد طاعت بيگانگان مشو حافظ * ولى معاشر رندان آشنا مىباش ( 1 ) .