نبل
[ Nebel ]
« نوعى چنگ » و دو تار يا تنبور مىخوانده است . . . » ( حافظ و موسيقى ، ص 129 ) . - . ( . . . « زبور سه بار در قرآن مجيد به كار رفته و دو بار به آن تصريح دارد كه زبور بر داود ( ع ) نازل شده است ( انبياء 105 : نساء 163 ؛ اسراء 55 ) : زبور مجموعهء يكصد و پنجاه سرود است و يكى از اسفار عهد عتيق را تشكيل مىدهد . زبور يا مزامير به پنج كتاب تقسيم مىگردد . هفتاد و سه مزمور به داود ( ع ) وحى شده يا به او نسبت داده مىشود . دريافتكننده يا سرايندهء ساير مزامير معلوم نيست . - زبور عشقنوازى : مراد از اين تركيب و تشبه يعنى زبور عشق يا صحيحتر خود عشقنوازى به عشق مربوط است ، نه به زبور ؛ اگر هم به زبور مربوط باشد در آن صورت مراد از آن سرودن و انشاد و نظاير آن است . » ( صفحات 864 و 865 ، بخش دوم « حافظنامه » نوشتهء بهاء الدين خرمشاهى - شركت انتشاراتى علمى و فرهنگى . و انتشارات سروش . ) .
: - ه - ( بازهم « زبور » در بيت چهارم ) : « متن [ يعنى زبور ] صحيح است و با اشاره به « نواختن » كه در همين مصرع [ اول ] و كلمهء « غزل » كه در مصرع دوم [ غزلخوان ] آمده است ، مناسبت مخصوص دارد . توجه شود كه « رموز » را نمىتوان نواخت . خ [ - خلخالى « نسخه 827 ه . ق . » ] و « ط » [ يعنى : نسخهء خطى « پيش از حدود نهصد هجرى » ] كه منابع منحصر خطى من از حيث ضبط اين كلمهء صحيح [ زبور ] هستند خدمتى به حافظ كردهاند . . . » فرزاد - حافظ صحت كلمات و اصالت غزلها ( س تا پايان ى ) ص 688 - دانشگاه [ شيراز ] 1349 قمرى .
: - « يكى از معانى « نوازى » ، « نواختن » ، « نواخت » . : - « نوازش » ، دلجوئى ، مهربانى كردن و تسلى دادن و از اين قبيل است ، يكى هم ابزار موسيقى را به صدا درآوردن ، ساز زدن ، و امثال آن . . . بنابراين : « زبور عشقنوازى » و « رموز عشقنوازى » ؛ هر دو صحيح است . » ( ح ) .
: - و - ( مصراع دوم بيت چهارم : بيا و نوگل اين بلبل غزلخوان