« آن يار كه گفتا . . .
نسخهء پير حسين كاتب » .
( دلدار كه گفتا . . .
حافظ قزوينى غنى ) .
« آن يار » بر « دلدار » ارجح است ، زيرا در برابر « آن » ؛ « اينك » در مصرع دوم آمده است كه قرينه سازيست . ص 569 حافظ اديب برومند .
الف - ( وقتى كه « به سلامت مىرسم » براى چه « نگران » باشد ؟ ! ) :
« آن دوستى كه گفته است منتظر و دلواپس تو هستم « نگران » .
منظور « شاه شيخ ابو اسحاق است كه در صفحات آينده [ صفحات آيندهء حافظ خراباتى : بخش يكم ] نامهاى از او را نشر مىدهيم و اين نگرانيهاى او را فاش مىكنيم » ، به او بگوئيد : من سلامت هستم و چشم به راه باش « نگران » كه به نزد تو خواهم آمد . . . » دكتر همايونفرخ - حافظ خراباتى ، بخش يكم ، چاپ اول : 1354 ، ص 126 .
ب - « نگران » اول : « پريشان و مضطرب » ، فرهنگ نفيسى . - « نگران » دوم : « منتظر و اميدوار » ، فرهنگ نفيسى ( ناظم الاطباء ) .
ج - « آن يار كه گفت : دلم به تو متعلق و به تو ناظر است ، بگويش الآن مىرسم و تو بهسلامت ! منتظرم باش : منتظرم باش الآن مىآيم . » :
( شرح سودى بر حافظ ، ترجمه عصمت ستارزاده ، ص 1599 ) .