تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
اينك بيت مورد نظر :
« گفت كاى ابن يمين ، خسته‌دل از دور فلك / * هست در وادى حرمان چو تو ، چندان كه مپرس »
( ديوان ابن يمين به اهتمام باستانى راد ، از انتشارات سنائى - 1344 ش - ص 251 بهر يك جرعه ( اشعار برگزيده از ديوان خواجه حافظ ، به تصحيح محمد على فروغى )
زحمتى مىكشم از . . .
اين مضمون خواجه مشابهت دارد با :
« . . . وان به دل مىرسدم ز آفت دوران كه مپرس » .
( ديوان ابن يمين ، تصحيح باستانى راد ، ص 251 ) .
منم از محنت ايام بدانسان كه مپرس . . .
( ديوان ابن يمين ، ص 251 ) .
گوشه گيرى و سلامت هوسم بود ولى * فتنه‌اى مىكند . . .
( برگزيدهء حافظ از محمد على فروغى ) قطع بغلى . يعنى فلك گفت كه من هم آزاد نيستم ( تقرير قزوينى در « حافظ با يادداشتها . . . » ) . الف - ( بيت ششم )
پارسائى و سلامت هوسم . . .
« حرف ( س ) كه در اين بيت ، پنج بار آمده ، موجب موسيقى كلام شده است » . ( ح ) . : ب - ( بيت مقطع غزل )
گفتمش زلف ، به قصد كه ؟ . . .
( پير حسين كاتب . . . به قصد ) . حافظ قزوينى :
گفتمش زلف به خون كه . . .
: - « زلف به قصد كه » بر « زلف به خون كه » مرجح است زيرا « قصد » با « قصه » ( : در مصرع دوم ) تناسب لفظى دارد . » استاد اديب برومند - غزليات حافظ - ص 567 . : - ( بيت هفتم : گفتم از « گوى » ) : « گوى » و « چوگان » : صنعت مراعات النظير - از نظر علم بديع . [ ح ] .