در حافظ قزوينى :
دلم رميدهء لولىوشيست شورانگيز ! !
. ( دلم رميده . . . رميده يعنى رم كرده و گريخته - از « او » متنفر و مشمئز شدهام ! ! . كه غلطى است فاحش ، و صددرصد بر خلاف نظر حافظ ) .
دلم ربودهء لولى . . .
حافظ خانلرى - .
فكر و تصور آدمى وقتى با اين بيت آميخته مىشود پردهاى پر از نقش ، و سرشار از زيبائىهاى تازه در برابر چشم ذهن ، جلوهگر مىگردد . . .
هر كلمه در اين بيت چون نگينى استوار بر جاى خاص خود نشسته است . . . خواننده نمىتواند با تعاريف متعارف اين پيوستگى آهنگين را توصيف كند . . . « پرويز خائفى - صفحهء ( 47 ) مجلد دوم حافظ در اوج - چاپ فرهنگ و هنر فارس 1356 ه . ش « آواى « خ » درين بيت . . . به لالائى مادرى مىماند كه كودكش را آرام مىدارد و به خواب مىبرد » دكتر مير جلال الدين كزّازى ، كتاب درّ درياى درى ، ص 29 چاپ تهران 1368 ه . ش . - در اين كتاب ، سيل كلمات و جملات است كه با به كار گرفتن واژههاى به كلى فراموششدهء ايرانيان هزاران سال پيش ، در شرح و بسط و تعريف و توصيف مورد نظر - به راه افتاده است و نفس خواننده را مىگيرد ، و نيز چنين است كتاب « از گونهاى ديگر » ، و حيرتآور اينست كه هر دو كتاب به نظر من در شمار كتابهاى خوب و مطلوب مىباشد و مولانا هم فرموده است :
« عاشقم بر قهر و بر لطفش به جِدّ * اى عجب من عاشق « اين هر دو » ضد » . ( ح )
حافظ ق غ : چيست اى ساقى .
حافظ ق غ : ( به جاى شرابى ) گلابى . [ كه مقصود نيز همان شراب است ] .
حافظ ق غ : اين بيت را در زيرنويس غزل آورده است ! و نيز در ديوان حافظ خطى نسخهء 805 هجرى متعلق به دكتر