تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 666

مساهمون:

ص٦٦٦

265

خيز و در كاسهء زر ( 1 ) آب طربناك انداز * پيشتر ز زانكه شود كاسهء سر خاك‌انداز
عاقبت منزل ما وادى خاموشان است ( 2 ) * حاليا غلغله در گنبد افلاك انداز
چشم آلوده‌نظر ، از رخ جانان دورست * بر رخ او نظر از آينهء پاك انداز
به سر سبز تو اى سرو كه چون خاك شوم * ناز از سر بنه و سايه برين خاك انداز
دل ما را كه ز مار سر زلف تو بخست * از لب خود به شفاخانهء ترياك انداز
ملك اين مزرعه دانى كه ثباتى نكند * آتشى از جگر جام در املاك انداز
غوطه ( 3 ) در اشك زدم كاهل طريقت گويند * پاك شو اوّل و پس ديده بر آن پاك انداز
يا رب آن زاهد خود بين كه به جز عيب نديد * دود آهيش در آيينهء ادراك انداز
چون گل از نكهت او جامه قبا كن حافظ * وين قبا در ره آن قامت چالاك انداز ( 4 ) .
در حافظ احمد شاملو آمده است :
« خيز و در كاسهء سر آب طربناك انداز »
كه بهاء الدين خرمشاهى در كتاب ذهن و زبان حافظ ، آن را مردود دانسته است ، اما بايد اذعان كرد كه زياد هم بىوجه نيست : « برخيز و مى را در گلو بريز تا در كاسهء سر ايجاد طرب كند ، پيش از آنكه كاسهء