- قبل از حافظ - كمال الدين اسماعيل اصفهانى ، در مصراع دوم بيتى از اشعار خود عينا آورده است - . نيز بايد افزود كه همين مضمون را « سعدى » بدين گونه سروده است : « تو نيكوئى كن و در دجله انداز . . . » .
كليات سعدى ، به اهتمام محمد على فروغى ، مؤسسهء انتشارات امير كبير - تهران ، 1369 چاپ هشتم ، با مقدمهء بهاء الدين خرمشاهى ، ص 854
مرا به باده فكن يك ره و نكويى كن * كه گفتهاند نكويى كن و در آب انداز
( ديوان سراج الدين قمرى آملى ، به اهتمام دكتر يداللّه شكرى ، تهران 1368 [ ه . ش ] انتشارات معين - چاپ اول - ص 417 ) .
سراج الدين قمرى آملى :
بيا ز چهرهء گلگون مى نقاب انداز
: شمس الدين محمد حافظ : ز روى دختر گلچهر رز نقاب انداز ( عين همان مضمون و قافيه و رديف ) .
. . . الف :
ز نور مى « به سوى ديو غم شهاب انداز » .
ديوان قمرى آملى . ص 417 : ب - واژهء : « عاشق » در همين غزل و در ديوان اشعار حافظ ، با نام « سفينهء غزل » به اهتمام سرتيپ مسعود جنتى عطائى در ص 225 آمده ، و كلمهء قبل از آن - يعنى : « چو » - هم در اغلب چاپهاى ديوان حافظ ( همچنين خطى ) ثبت است .
: ج - بيت مقطع ( آخرين بيت غزل ) در نسخههائى خطى ، چاپى ، معتبر ، غير معتبر ، چاپ ايران و خارج از ايران درج مىباشد و دليلى ندارد كه اين بيت را از حافظ ندانيم .
: د - . . .
« . . . گرت بيايد تا زلف خود كنى همه پيچ / * ز وعده درشكن زلف خويش ، تاب انداز . »
- از تركيب بند سراج الدين قمرى آملى . . .
« تمامى حروف و كلمات [ اين بيت ] وسيلهء خواجه [ حافظ ] مورد استفاده قرار گرفته [ در اين بيت :
گر از تو يكسرمو سركشد دل حافظ -