تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
بايد افزود كه غزل « مژده‌اى دل كه مسيحا . . . » ؛ در نسخهء خطى 805 هجرى هم آمده ، و « . . . بران خوش . . . » نوشته شده است . ( ح ) . بعض نسخ : سرپرسيدن حافظ . سر آزردن حافظ . . . . الف - اين غزل لطيف و شيوا كه بدون هيچ‌گونه ترديد اثر طبع خواجه و يكى از شاهكارهاى اوست در حافظ قزوينى نيامده بدين علت كه در نسخهء خطى متعلق به خلخالى ( كه در دست علامه قزوينى بوده ) اين غزل نبوده است ! ! . ظن قريب به يقين اينست كه نويسندهء نسخهء قديمى مورد بحث ، تمامى اشعار حافظ را در اختيار نداشته است . ( ح ) . ب - ( بيت پنجم ) :
« كس ندانست كه منزلگه معشوق كجاست . . . »
( . . . « معناى اين مصراع و بيت ؛ كما بيش چنين است كه براى عاشق يا سالك يا به طور كلى براى انسان كه جويا و پويا و اهل معرفت است ، كسب دانش قطعى ( - وصول به منزلگه معشوق ) ممكن نيست ، اما نبايد به تعطيل و تخطئه پرداخت ، حدسيات و قراين و احتمالات اميدبخشى ( - بانگ جرس ) وجود دارد ، از نظر عرفا موضوع اصلى و بلكه تنها موضوع مهم معرفت ، همانا معرفت اللّه است . شادروان محمد تقى مدرس رضوى مىنويسد : « در شرح تعرف . . . آمده كه مردى از ابو الحسن نورى سؤال كرد : ما الدليل على اللّه تعالى ؟ فقال اللّه ، قال فما بال العقل ؟ قال العقل عاجز و العاجز لا يدلّ الّا على عاجز مثله : دليل بر خداى تعالى چيست ؟ گفت : خود خدا ، پرسيد : پس عقل چيست ؟ گفت : عاجزست و عاجز راه ننمايد مگر به عاجزى همچون خويشتن . . . » ( تعليقات حديقة الحقيقة ، ص 89 - 90 ) ، بيت بلندى هست از سنائى كه مىگويد :
آنچه پيش تو غير از آن ره نيست * غايت فكر تست ، اللّه نيست .
استاد مدرس رضوى معناى اين بيت را مأخوذ از كلام امام محمد باقر عليه السلام مىداند كه فرمود : كلّما ميّزتموه بأوهامكم فى أدق معانيه