بعض نسخ :
از غم و درد مكن . . .
[ يا ]
در غم هجر . . .
قبس : شعله و پارهئى از آتش .
حافظ محمود مصباح :
« هركس آخر به طريق . . . »
( توضيح آنكه در اين غزل در نسخهء خانلرى اين دو مصراع چنين آمده است :
« . . . موسى « آنجا » به اميد قبسى . . . »
،
« . . . هركس « آنجا » به طريق هوسى . . . »
، - كلمهء « آنجا » در اين دو بيت كه در پشت سر هم ، قرار دارد ، تكرار شده است ) .
ابو الحسن فروغى ، استاد فلسفه و رئيس دار المعلمين عالى ، ( برادر محمد على فروغى نخست وزير در زمان پهلوى اول ) ، در جلسهء هفتگى و ادبى دكتر ضياء الدين مجير شيبانى - ضمن سخنرانى خود - چنين به زبان آورد :
« هركس آخر به هوا و هوسى مىآيد . »
كه شايد در نسخهاى از حافظ اين گونه خوانده است .
بيشتر نسخ : هركس آنجا بطريق . . .
هر كه دانست كه منزلگه معشوق كجاست . مدعى باشد اگر بر سر پيكان نرود ( سعدى ) . در بعض نسخ « منزلگه مقصود . . . » آمده است در صورتى كه صحيح آن بايد منزلگه معشوق باشد چون « مقصود ، منزلگه ندارد و معشوق است كه منزلگه دارد » .
بعض نسخ : باغ بپرسيد .
« مپرسيد كه من » بر « بپرسيد كه من » مرجح است زيرا . . . جز نالهئى در قفس ، خبرى از بلبل نيست . . . » .
ص 505 غزليات حافظ استاد اديب برومند ، چاپ اول .
« گو روان شو كه هنوزش نفسى . . . »
نقل از عكس يكى از صفحات نسخهء خطى قديمى ديوان حافظ ، مجلهء آينده - به مديريت جناب ايرج افشار - شمارهء 6 ، 9 مجلد پانزدهم ، شهريور - آذر 1368 ، ص 662 - .
( بعض نسخ : « گو برو خوش - گو بيا خوش - گو بران خوش . . . ) در پايان